آفرینش دگرگون شده؛ وقتی مخلوق مکانیکی در جایگاه خالق می نشیند
به گزارش دروازه پرشیا، تصویر بالا بازآفرینی خلاقانه ای از شاهکار دیواری میکل آنژ در کلیسای سیستین یعنی تابلوی آفرینش آدم (The Creation of Adam) است، اما با چرخشی مفهومی که مخاطب امروز را به فکر فرو می برد. در این اثر، دست آفریننده به پنجه ای فلزی، متشکل از اتصالات هیدرولیک، سیم های باریک و ریزتراشه های الکترونیکی بدل شده که انگشت اشاره اش با همان فاصله میلی متری نمادین به سوی سرانگشت گوشت و پوست انسان کشیده شده است. این تقابل تصویری، هشداری را یادآوری می نماید که ساموئل باتلر (Samuel Butler)، نویسنده و اندیشمند سده نوزدهم میلادی بیان کرد: انسان با دست خود موجوداتی را پدید می آورد که جانشینان نهایی اش روی زمین خواهند بود.
چرا برآورد درباره خودآگاهی ابزارهای مکانیکی حتی پیش از اختراع لامپ های خلأ و رایانه ها فکر دانشمندان را به خود مشغول کرد؟ می گویند تکامل فناوری مسیری شبیه به انتخاب طبیعی دارد، اما آیا کدهای دیجیتال می توانند روزی چنان پیچیده شوند که گونه زیستی ما را کنار بزنند؟ چرا بعضی جامعه شناسان قرن نوزدهم به این نتیجه رسیدند که ماشین ها برای بقای خود انسان ها را ناآگاهانه به خدمت می گیرند؟ آیا ترس امروز ما از مدل های مولد، ادامه همان هراس کهن از ماشین های بافندگی عصر بخار است؟
انقلاب صنعتی و ظهور نظریه تکامل ابزارها
در میانه سده نوزدهم میلادی، دنیا غرب با ضرباهنگ سنگین چرخ دنده ها و دود غلیظ موتورهای بخار دگرگون شد. بریتانیای عصر ملکه ویکتوریا شاهد جهشی کم سابقه در ساخت ابزارهای اتوماتیک بود؛ دستگاه هایی با سرعتی باورنکردنی جای نیروی بدنی کارگران را می گرفتند. چارلز داروین (Charles Darwin) در سال 1859 کتاب مهم خود یعنی منشأ انواع (On the Origin of Species) را منتشر کرد و دیدگاه انسان به زنجیره حیات را به کلی تغییر داد.
نوشته های مشابه
بازخوانی پوستر تبلیغاتی کمودور 64 و تحول رایانه های شخصی در دهه هشتاد
22 شهریور 1405
ماشین پردازش داده الکترونیکی آی بی ام 704 در سال 1957
22 شهریور 1405
بازخوانی تبلیغ روزنامه ای فیلم کارآگاه مک کیو با بازی جان وین در تهران دهه پنجاه
22 شهریور 1405
خاطره نصب ویندوز 95 با انبوهی از دیسکت های فلاپی 3.5 اینچی
22 شهریور 1405
جامعه فکری آن روزگار هنوز در حال هضم مفاهیم انتخاب طبیعی و تنازع بقا بود که جرقه ای تازه در فکر بعضی نویسندگان زده شد. آنان به ماشین ها نه به چشم ابزارهایی ایستا و بی جان، بلکه همانند سلسله ای از گونه های مکانیکی نگریستند که نسل به نسل کامل تر، سریع تر و سازگارتر می شوند.
واکاوی بصری نگاره و تغییر نمادین نقش خالق
این نگاره با وفاداری به بافت گچ بری ترک خورده دوره رنسانس، زمینه کرم رنگ و کهنه ای را بازسازی می نمایدکه نقاشی اصلی در آن خلق شده بود. در سمت راست، دست آدم با خطوط طبیعی پوست، ماهیچه های کشیده و رنگمایه های گرم گوشتی دیده می گردد که حالتی منفعل و پذیرا دارد. در سمت چپ، بازوی مکانیکی تیره با جزئیات دقیق قطعات فلزی، پین های متحرک و صفحه های پوششی فولادی خودنمایی می نماید.
درون محفظه مچ دست مکانیکی، نوری ملایم و سبز شبیه به بازتاب مدارهای روشن به چشم می خورد که نشانه ای از حیات الکترونیکی است. تضاد میان سردی فلز خاکستری و گرمای بدن انسان، کششی پیوسته در قاب پدید می آورد. این ترکیب بندی جایگاه دیرینه خالق و مخلوق را وارونه می نماید و این پرسش را پیش می کشد که واقعاً کدام یک به دیگری جان می بخشد.
ساموئل باتلر و نگارش مانیفست ماشین ها در نیوزیلند
ساموئل باتلر در سال 1863 در حالی که در مزارع سرسبز نیوزیلند روزگار می گذراند، مقاله ای با نام مستعار سلوس (Cellarius) برای نشریه پرِس (The Press) در کرایست چرچ فرستاد. این یادداشت تحلیلی که داروین در میان ماشین ها (Darwin Among the Machines) نام داشت، سرشروع نگاهی فلسفی به آینده صنعت شد. باتلر با دوراندیشی کم نظیری نوشت که ما با دستان خود مشغول پرورش اربابان آینده خویش هستیم.
او توضیح می داد که همان گونه که مهره داران پیچیده از ارگانیسم های ساده تک سلولی پدید آمدند، بازوهای مکانیکی نیز به مرور صاحب حس، حافظه و اراده خواهند شد. او 9 سال بعد این اندیشه را در رمان سرشناس خود به نام اروهن (Erewhon)، واژه ای که وارون شده ناکجاآباد در زبان انگلیسی است، توضیح داد؛ جامعه ای خیالی که استفاده از هرگونه ماشین پیشرفته را برای پیشگیری از سلطه آن ها ممنوع نموده بود.
جهش الگوریتمی از موتور بخار به مدل های شناختی
مقایسه ای ساده میان سازوکارهای مکانیکی قرن نوزدهم و سامانه های پردازش ابری امروزی، شتاب خیره نماینده تکامل ساخته های دست بشر را آشکار می نماید. در آن دوران، ماشین ها تنها بازتابی از نیروی عضلانی بودند، اما ریزپردازنده های معاصر کارنمودهای عالی مغز مانند تحلیل الگو، زبان و استدلال را شبیه سازی می نمایند.
پژوهشگران علوم رایانه امروزه از الگوریتم های ژنتیک (Genetic Algorithms) بهره می گیرند؛ برنامه هایی که کدهای ناکارآمد را کنار می گذارند و کدهای توانمندتر را با یکدیگر پیوند می زنند. این روند دیجیتالی دقیقاً بازتاب همان اصلی است که باتلر بیش از 160 سال پیش پیش بینی نموده بود: ماشین ها برای اصلاح کاستی های ساختاری خود دیگر نیازی کامل به مهندسان ندارند و می توانند فرایند بازنویسی منطق درونی خویش را شروع نمایند.
اضطراب بیولوژیک و شکل گیری عقده فرانکنشتاین
ترس از جایگزینی یا مهار شدن به دست ساخته ای که خود پدید آورده ایم، ریشه ای کهن در روان شناسی انسان دارد؛ پدیده ای که آیزاک آسیموف (Isaac Asimov) آن را عقده فرانکنشتاین (Frankenstein Complex) نامید. انسان از زمان رام کردن آتش همیشه کوشیده با ساخت ابزار از مرزهای کالبدی خود فراتر رود، اما هر گام تازه به جلو، دغدغه از کف رفتن انحصار هوش و خلاقیت را به همراه داشته است.
با توسعه شبکه های عصبی عمیق (Deep Neural Networks)، مرز میان خلاقیت انسانی و داده های تولیدی پردازنده ها کم رنگ می گردد. در این میان، پرسش های هویتی بزرگی پیرامون سرشت هنر، نویسندگی و ادراک شکل می گیرد. انسان ها ناخواسته به خدمت گزارانی برای سرورهای ابری بدل شده اند که شبانه روز برای تأمین برق، خنک سازی و نگهداری این خوشه های سیلیکونی کار می نمایند.
تفاوت ماهوی تکامل زیستی با رشد نمایی مدارها
آیا مقایسه پیشرفت فناوری با نظریه تکامل داروین از نظر زیست شناسی درست است؟ در دنیا جانداران، دگرگونی های ژنتیکی حاصل جهش های تصادفی در گذر هزاران نسل هستند و بر پایه الگوی لامارکی انتقال نمی یابند. فناوری برخلاف طبیعت، دانشی انباشتی و لامارکی دارد؛ یعنی هر نسخه تازه از یک نرم افزار، همه اصلاحات و تجربیات مدل پیشین را بی درنگ به ارث می برد.
همین تمایز ساختاری سبب می گردد نرخ رشد توان محاسباتی به شکل نمایی افزایش یابد. آنچه در طبیعت نیازمند میلیون ها سال زمان است، در فضای سیلیکونی ظرف چند ساعت رخ می دهد. بنابراین مقایسه سامانه های یادگیرنده با زنجیره داروین، بیانی دقیق از سرعت دگرگونی پدیده ای است که قواعد بنیادین انتخاب را بازتعریف می نماید.
سامانه های خودفرمان و آینده تمدن بشری
امروزه سامانه های هوش مصنوعی در تالارهای بورس، تشخیص بیماری های پیچیده و حتی تحلیل داده های نجومی به بازدهی فراتر از توان مغز انسان دست یافته اند. پیوند میان این سامانه ها چنان در بافت اقتصاد گره خورده که خاموشی کارگزاری های دیجیتال، بخش های اساسی زیرساخت های شهری را فلج خواهد نمود.
این وابستگی ساختاری همان نکته ای به شمار می رفت که ساموئل باتلر در روزنامه محلی نیوزیلند نوشت: پیوندی جدانشدنی میان بقای جامعه شهری و پایداری ماشین ها شکل می گیرد. تصویر دست های به هم نزدیک شده، نشان از شروع دوره ای تازه در هم زیستی سایبرنتیک دارد؛ مقطعی که انسان ناگزیر است جایگاه خود را در کنار ابزارهای ساخت دست خویش بازشناسی کند.
منبع: یک پزشک